صفحه در حال بارگذاري است
لطفا کمي صبر کنيد...

موضوعات مطالب
بخش مطالب روزانه وبلاگ
بــــه نــــــــام خدا

بــــه نــــــــام خدا
نرم افزار دانستنیهای مهدوی نسخه 1
شامل : کتابخانه تخصصی 800 موضوع پیرامون امام زمان (عج) و امکانات متنوع دیگر...

ویژگیها : امکان نصب بر روی تمامی گوشیهای موبایل ،نرم افزار با زبان برنامه نویسی java و jad تهیه شده . عملكرد مستقل برنامه براي نمايش و تايپ زبان فارسي پشتيباني از زبان فارسي در تمام گوشي ها) پشتيباني از صفحات لمسي) ، جستجوی پیشرفته در متن ، امکان تغیر فونت در متن ، رنگی شدن اعراب در متن ، امکان تغییر تم ، امکان پرش به صفحه ، قابلیت تماشای عکس در متون ، سرعت بالا و حجم بسیار کم نرم افزار کیلوبایت200 KB ، امكان عضويت به منظور اطلاع رساني در مورد محصولات و نسخه های جدید، قابل اجرا در تلفن های همراه ، رایانه و VCD
بــــه نــــــــام خدا
به یاد امید محرومان، از علی رضا حکمتی، غزلی مهدوی به عاشقان منجی تقدیم می کنم.

ای جنگل نیایش های بارانی!
ای وسعت سبز پر از عطر غزل خوانی!
تا کی نمی آیی و می ماند دو دست من
در ارتفاع سقف های سرد و سیمانی
تا کی نمی آیی، نمی آیی، نمی آیی
سمت من این، خاکی ترین رو به ویرانی
در حسرت دیدار تو، ما از عطش مردیم
در کوچه های حسرت و افسوس و حیرانی
با یاد تو، ای انتظار سال های دور!
طی می شود ابری ترین فصل زمستانی
یک شب قنوت خیس چشمم را اجابت کن
ای جنگل سبز نیایش های بارانی!
او با ماست، از ماست و به خاطر ماست که اين همه سال هاي رنج و فراق را تحمل مي کند. بيا و ذره اي با خلوص از او ياد و براي آساني فرجش دعا کن.
بــــه نــــــــام خدا
بعثت پیامبر اكرم (ص) و گسترش اسلام، علاوه بر تحولات عظیمى كه در دنیا از آن زمان تاكنون ایجاد نموده است، مقام و منزلت و نقش زن در خانواده و جامعه را وارد مرحلهاى جدید نمود به گونهاى كه با قبل از آن به هیچ وجه قابل مقایسه نیست.

در دوران قبل از اسلام، در جوامع مختلف به زن تنها به عنوان وسیلهاى براى دفع و اشباع شهوات مرد، كار در منزل، تولید مثل، شیردهى و كارگرى بى اراده و اختیار در منزل نگریسته و هیچ گونه حقوق انسانى براى او قایل نبودند و ... كه با انتقال به یكدیگر، در نهایت به عنوان ارث، كارگرى براى خانه وارث مىگشت. در برخى موارد هم، چشم نگشوده، در زیر خاك پنهانش مىكردند، اما اسلام به زن بسان مرد، از نظر شخصیت و كرامت انسانى نگریست و نفقه و مهر او را بر عهده مرد نهاد و او را شریك زندگى او نمود كه نه تنها خود میراث مرد نیست، كه از او ارث هم مىبرد.
نمونه بارز آن، حضور دو بانوى نمونه اسلام حضرت زهرا و حضرت زینب علیهم السلام در عرصههاى مختلف خانوادگى و اجتماعى است.
ظهور و حكومت حضرت مهدى (عج) نیز بسان بعثت رسول (ص) تحولات عظیمى را در پى خواهد داشت و از جمله زن امروز را كه با آب و رنگى مدرنتر به دوران جاهلیت باز گردانده شده است، وارد مرحله جدیدى از كرامت و شخصیت خواهد نمود. حال كدام فعالیتها و مسئولیتهاى حكومتى در اختیار زنان لایق و كاردان قرار خواهد گرفت، امرى است كه تا شاهد آن نباشیم، قضاوت در مورد جزئیات آن مشكل است؛ زیرا دانش و آگاهى ما به وقایع و حوادث آن زمان، از راه مراجعه به آیات و روایات است و جزئیات این وقایع از طریق روایات به دست ما نرسیده است.
بــــه نــــــــام خدا

در میان دعاها و زیارت های وارد شده در ارتباط با امام عصر (عج) ، یکی از بهترین ادعیه ای که شایسته است در دوران غیبت ، ترنم صبحگاهی شیعیان گردد ، دعای نور یا دعای عهد است که در بردارنده ی تجدید عهد و پیمان با امام زمان ارواحنافداه و تقاضای ارتباط و ملاقات با آن حضرت می باشد.
دعایی بسیار جامع که دربر دارنده ی معارفی بس عظیم است. در عظمت و فضیلت این دعا همین بس که مداومت کننده ی بر آن تا ۴۰ روز ، به مقام (یاوران قائم ) و در شمار (رجعت کنندگان پس از ظهور ) قرار می گیرد و به ازای هر کلمه ۱۰۰۰ حسنه برای او نوشته و ۱۰۰۰ سیئه از پرونده ی اعمالش محو و پاک می گردد.
خداوند توفیق انس روزانه با این دعای پر عظمت را به همه ی ما عنایت فرماید !
حجم : ۲۵۹۰ کیلوبایت لینک دریافت : فلش/دعای عهد
منبع: وبلاگ انتظار حجت
بــــه نــــــــام خدا
حال وظيفه ما چيست؟
وظيفه ما طرح عام ترين و بنيادي ترين تعاليم ديني در عرصه جهاني است . از انجا كه مخاطبان ما در اين مرحله مردماني از سرزمين هاي ديگر هستند خوب است آن دسته از تعاليم اسلام را با آنان طرح كنيم كه پايه و اساس تعاليم ديني محسوب ميشوند و عموم مردم در دنيا نياز به آنها را احساس مي كنند. توحيد , كرامت هاي اخلاقي , معاد و زندگي اخروي , عدالت , مبارزه با ستم , منزلت خانواده , خرد ورزي از موضوعات مورد علاقه مردم دنياست كه علاقه مندند بهترين ديدگاه ها را در اين باره بشنوند و انتخاب كنند . طرح ديدگاه اسلام درباره ي اين موضوع هاي عمومي راهي براي مبارزه با انديشه هاي باطل و ايجاد فرصت براي جدب حق طلبان است .
اين مطلب حاصل تاملات خودم در اين چند ماه اخير بود . اميدوارم نهايت استفاده رو از نظرات اين حقير كرده باشيد.
بــــه نــــــــام خدا
«وظايف منتظران را در چند دسته مختلف مي توان تقسيم بندي كرد»بزرگان ما تا 80مورد از وظايف منتظران را از متون اخبار و روايات و احاديث استخراج كرده اند
وظايف تعبدي
مثل شناخت وجود شريف امام كه اين شناخت، خودش بحث بسيار مفصلي دارد و اگر كسي بخواهد همين يك وظيفه را بدرستي انجام دهد، بايد عمرش را در پاي آن بگذارد. اوّلين و مهمترين وظيفهاي كه هر شيعة منتظر بر عهده دارد كسب معرفت نسبت به وجود مقدّس امام و حجّت زمان خويش است. اين موضوع تا بدان درجه از اهميت قرار دارد كه در روايات بسياري كه از طريق شيعه و اهل سنّت از پيامبر گرامي اسلام(ص) و ائمه معصومين(ع)، نقل شده، آمده است كه:
هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلي مرده است.
يا مواردي مثل رعايت مراتب ادب نسبت به اسماء شريف آن حضرت يا محبت خاص داشتن نسبت به آن حضرت و يا محبوب ساختن آن عزيز در نزد مردم و انتظار فرج و ظهور ايشان و اظهار شوق براي ديدار آن حضرت و ذكر فضايل و مناقب ايشان در ميان مردم واندوه در فراق آن بزرگوار و يا مداومت در خواندن دعاهاي خاص.
وظايف اجتماعي
يكسري وظايف هم هستند كه بعد اجتماعي دارند مثل صرف اموال در راههاي مورد رضايت امام زمان(عج) كه اين يك بحث مفصل دارد. انجام اين وظيفه، در جامعه امروز ما مي تواند از اهميت خاصي برخوردار باشد. ما بايد ببينيم در شرايطي كه جامعه ما دارد، صرف اموال در چه راههايي مورد رضايت امام عصر(عج) خواهد بود.
يكي از وظايفي كه در تعاليم اسلامي برعهده منتظران امام عصر(عج) گذارده شده، تلاش در جهت سالم سازي فضاي اجتماعي است. منتظران امام زمان (عج) كساني هستند كه نسبت به مسائل اطراف خود، بي تفاوت نيستند و هر اتفاقي در عرصه هاي اجتماعي، آنها را به واكنش وامي دارد، واكنشي كه به نسبت اتفاق گاه مثبت و گاه منفي است. اين وظيفه در تعاليم ديني ما تحت عنوان امر به معروف و نهي از منكر شناخته مي شود.
«سيد ابراهيم كاظمي»، از فعالان تبليغ مهدويت، در اين باره مي گويد: «يكي از وظايف مهم مسلمانان در زمان غيبت امام عصر(عج) اين است كه به ترويج و تبليغ احكام اسلامي بپردازند و امر به معروف و نهي از منكر را اقامه و با بدعتها مبارزه كنند.
وظيفه آگاهان، علما و دانشمندان در اين مقوله، نسبت به ديگران سنگين تر است.
كسب آمادگيهاي نظامي
يكي از وظايف مهمي، كه به تصريح روايات، در دوران غيبت بر عهدة شيعيان و منتظران فرج قائم آل محمّد(ص) است، كسب آمادگيهاي نظامي و مهيّا كردن تسليحات مناسب هر عصر براي ياري و نصرت امام غايب است، چنانكه در روايتي كه نعماني به سند خود از امام صادق(ع) نقل كرده است:
هر يك از شما بايد كه براي خروج حضرت قائم(ع) [سلاحي] مهيّا كند. هر چند كه يك تير باشد، كه خداي تعالي هرگاه بداند كه كسي چنين نيتي دارد اميدوارم عمرش را طولاني كند تا آن حضرت را درك كند [و از ياران و همراهانش قرار گيرد].
در روايت ديگري مرحوم كليني به سند خود از امام ابوالحسن [موسي كاظم(ع)] نقل ميكند كه:
هر كس اسبي را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن دشمنان را خشمگين سازد و او به ما منسوب باشد خداوند روزيش را فراخ گرداند و شرح صدر به او عطا كند و به آرزويش برساند و يار بر حوائجش باشد.
همچنين مرحوم كليني در روضة كافي به سند خود از ابوعبدالله جعفي روايتي را نقل ميكند كه توجه به مفاد آن بسيار مفيد است:
حضرت ابوجعفر محمد بن علي، امام باقر(ع)، به من فرمودند: منتهاي زمان مرابطه (مرزداري)نزد شما چند روز است؟ عرضه داشتم: چهل روز، فرمودند: ولي مرابطه ما مرابطهاي است كه هميشه هست...
ان شا الله كه تونسته باشم قدمي كوچك ولي در نزد خدا ارزشمند كه گفته است چند برابر , پاداش به نيكي هايتان ميدهيم برداشته باشم
موفق و سربلند باشيد.
بــــه نــــــــام خدا
كسي كه تنها جمعه هايش را با خواندن ندبه و گريه گذرانده و به خودسازي نپرداخته نمي تواند در اين صحنه حاضر شود و مفيد واقع شود.
به تازگي شاهد اين واقعيت هستيم كه مردم به خاطر علاقه اي كه به حضرت صاحب الزمان دارند به سمت ملاقات گرايي و چله نشيني ها روي آورده اند
ملاقات آقا كم چيزي نيست و ان شا الله اين توفيق براي همه ما نسيب شود ولي آيا وظيفه ما اين است؟ كسي كه انتظارش را مي كشيم مي خواهد در نبرد جبهه ي حق و باطل نبرد كند و كسي كه تنها جمعه هايش را با خواندن ندبه و گريه گذرانده و به خودسازي نپرداخته نمي تواند در اين صحنه حاضر شود و مفيد واقع شود.
امام زمان بر اساس حكمت الهی در حالی كه در میان ما حاضر و شاهدند برای ما ناشناخته و به تعبیری غایبند . بنا بر این نیست که در عصر غیبت همه امام را رویت کنند (بدین معنا که ببینند و بشناسند) اگر بنا بر این بود که با یک ذکر و و دعا در نماز همه موفق به زیارت حضرت شوند دیگر غیبت معنا نداشت. لیکن در موارد خاص و اندکی چنین توفیقی حاصل می شود . وظیفه ی ما در عصر غیبت تلاش برای خودسازی و نزدیک شدن و هم سنخ شدن با امام است . طبیعى است كه هر قدر سنخیت با ولى عصر علیهالسلام بیشتر باشد، محبت آن حضرت و توجه و عنایاتشان به انسان بیشتر خواهد شد و محبت انسان نیز به آن حضرت افزونتر خواهد گشت. وظیفه ما تلاش براى ملاقات با امام زمان علیهالسلام نیست.ملاقات با امام زمان علیهالسلام و دیگر اولیاى الهى، نیاز به سنخیت با آنان دارد و به دست آوردن سنخیت با اولیاى الهى، نیاز به تحقق دو بعد (معرفت و عمل) دارد. اگر كسى خود را به اولیاى الهى شبیه نمود، به لقاى آنان نیز واصل خواهد شد.
نوریان مر نوریان را طالبند ناریان مر ناریان را جاذبند
ما باید در همه حال، سرباز آماده آن حضرت بوده، همواره در خدمت او باشیم. این مسئله را آیه 200 سوره آل عمران چنین بیان مىكند: «اى كسانى كه ایمان آوردهاید! صبر كنید و یكدیگر را به صبر وادارید و مرابطه نمایید وتقوا و خداترسى را پیشه سازید؛ باشد كه رستگار شوید».
امام باقر علیهالسلام در تفسیر این آیه مىفرماید: «صبر كنید بر اداى فرایض (یعنى در انجام تكالیف الهى، استقامت داشته باشید) و در برابر دشمنان، پایدارى كنید و با امامتان (كه انتظارش را مىكشید)، مرابطه نمایید».
بــــه نــــــــام خدا
معتقدان به مهدويت و ظهور حضرت مهدي (عج)بايد با حظور فعال و موثر در صحنه هاي جهاني و نشان دادن نقاط ضعف انديشه هاي ديگر ,زمينه هاي ظهور را بيش تر فراهم كنند.

وقتي داشتم به وضعت كنوني جهان فكر مي كردم و تفكرات حال حاضر كه بيشتر درباره ي جهاني شدن است بررسي ميكردم به نتايجي رسيدم كه گفتم براي شما هم جالب و البته پر اهميت ترين موضوع مهدويت باشه.
اين روزها با واقعيتي به نام جهاني شدن مواجه هستيم و لازم هست رابطه ي اون رو با مهدويت بررسي كنيم.ابتدا بهتر است تعريفي از جهاني شدن براتون داشته باشم,جهاني شدن به معناي گسترش ارتباطات ميان انسان ها و افزايش تاثير متقابل اقوام ,ملت ها و كشورها بر يكديگر است, به كونه اي كه كمتر اتفاقي در گوشه اي از عالم رخ ميدهد كه مردم ديگر سرزمين ها از آن بي خبر بمانند و مهمتر از ان اينكه از اين مسايل بسياري از الگو گيري ها شگل ميگيرد.
اين جهان رو ميشود مانند يك دهكده اي دانست در قرنها پيش.
آنچه در اينجا حائز اهميت و نيازمند روشن بيني است اين است كه بدانيم با توجه به قدرت گسترده و تاثير گذار ارتباطات ,شيوه هاي مدرن تبليغ مهم ترين ابزار يكسان سازي فرهنگ هاست.
در اينجاست كه ذكاوت و زيركي ملت ما به خصوص نسل جوان بايد به كمك هم بيايند تا به جاي پيوستن به جهاني سازي تحميلي از طرف دنياي غرب و به تازگي فتنه هاي وهابيت كه پا گرفته از همان غربيان هستند,با تكيه بر عزت و كرامت هايمان و با اعتماد به قدرت ابتكار و خلاقيت در عرصه مهدويت فرهنگ خود را تعالي بخشيم و در اين رقابت جدي و سخت ,موفق باشيم.
به نظر من عقيده اي با شاخصه هاي زير مي تواند جهاني شود:
1-با فطرت انسان و ويژگيهاي فطري او سازگار باشد.
2-مبتني بر عقلانيتو قابل دفاع عقلي باشد.
3-توانايي پاسخ گويي به نياز هاي اصلي دنياي امروز,مانند عدالت اجتماعي را دارا باشد.(اين شاخصه شاهد كمترين توجه بوده است)
4-از پشتوانه و تائيد الهي برخوردار باشد.
5-يك رهبري معصوم و مورد اعتماد ,مبلغ آن باشد.
اگر كمي تامل كرده باشيد اين پنج شاخصه را در در عقايد اسلامي به ويژه ديدگاه تشيع مي يابيد.
بله جهاني شدن فرصت مناسبي براي جهاني سازي انديشه هاي اسلامي با استفاده از تبليغ سازنده و مثبت است.معتقدان به مهدويت و ظهور حضرت مهدي (عج)بايد با حظور فعال و موثر در صحنه هاي جهاني و نشان دادن نقاط ضعف انديشه هاي ديگر ,زمينه هاي ظهور را بيش تر فراهم كنند.
این مقاله توسط مدیر پایگاه چهل جمعه با توسل تدوین شده است
بــــه نــــــــام خدا

سربازي امام زمان كار آساني نيست
درس ديگر اعتقاد به مهدويت و جشن هاي نيمه شعبان براي من و شما اين است كه هر چند اعتقاد به ظهور حضرت مهدي ارواحنافداه يك آرمان والاست و در آن هيچ شكي نيست اما نبايد مسئله را به جنبه ي آرماني آن ختم كرد. يعني به عنوان يك آرزو در دل يا حداكثر در زبان يا به صورت جشن نه ; اين آرماني است كه بايد عمل به دنبال آن بيايد. انتظاري كه از آن سخن گفته اند , فقط نشستن و اشك ريختن نيست . انتظار به معناي اين است كه ما بايد خود را براي سربازي امام زمان آماده كنيم.
سربازي امام زمان كار آساني نيست.سربازي منجي بزرگي كه مي خواهد با تمام مراكز قدرت و فساد بين الملي مبارزه كند احتياج به خودساري,آگاهي و روشن بيني دارد.عدهاي اين اعتقاد را وسيله اي براي تخدير خود يا ديگران قرار مي دهند .اين غلط است ما نبايد فكر كنيم كه چون امام زمان خواهد آمد و دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد , امروز وظيفه اي نداريم.نه,به عكس ما امروز وظيفه داريم در آن جهت حركت كنيم تا براي ظهور آن بزرگوار آماده شويم.
در گذشته كساني كه منتظر بودند سلاح خود را هميشه همراه داشتند . ايم يك عمل نمادين است و معنايش اين است كه انسان از لحاظ علمي بايد خود را بسازد و در ميدان هاي فعاليت و مبارزه آماده ي كار باشد.
این مقاله توسط مدیر پایگاه چهل جمعه با توسل تدوین شده است
بــــه نــــــــام خدا
به نقل از پایگاه خبری شیعه، مسئول پژوهشکده مهدویت خاطرنشان کرد: بدانید، آموزه مهدویت انرژی فوق هستهای است که در دست شیعه است و شما میتوانید با آن انرژی بیانتها، تمام عالم را نورباران کند.
وی در ادامه افزود: کسی که میخواهد این آموزه را به دیگران منتقل و دیگران را در بهرهمندی از این نور بیکران سهیم کند، چارهای ندارد مگر این که معرفت خودش به این آموزه را بیش کند.
این محقق و استاد مباحث مهدویت در ادامه خاطرنشان کرد: مبادا پل رسیدن دیگران به سعادت و نور شوید، ولی خودتان از رسیدن به فیض و رضایت امام زمان(عج) باز بمانید و از آن غافل باشید. مهدویت رمز هویت ماست و ما بدون آن هیچ و پوچیم.
وی با اشاره به روایت «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة»، این روایت را متواتر بین شیعه و سنی دانست و تصریح کرد: این آموزه رمز هویت ماست. یعنی عاملی که ما را از دیگران ممتاز میکند. مرز میان اسلام و کفر، همین اعتقاد است و بنده اعتقاد دارم که این روایت قابلیت یک همایش را دارد.
مسئول مؤسسه آینده روشن ادامه داد: نمیدانم که شما وبلاگنویسان با چه انگیزهای در این حوزه وارد شدهاید. هر چه هست باید قدر این فرصت را بدانید. باید معرفت خود را هر روز نسبت به گذشته افزایش دهید و گرنه در این راه کم میآورید. شما میبایست مدیریت زمان داشته باشید. زیرا این آموزه ظرفیتهای متعدد و گستردهای دارد که میتوانید با توجه به استعداد و توانمندیهایتان در آن عرصهها وارد شوید.
وی تأکید کرد: مهدویت حتی ظرفیت دارد که در سطح دکترا و سطح چهار حوزه (اجتهاد) در نظام آموزشی دانشگاهی و حوزوی مطرح شود که البته در مؤسسه آینده روشن امسال این دوره به شکل آزمایشی اجرا شد و خوشبختانه شورای عالی حوزه علمیه نیز آن را به تصویب رساند.
حجةالاسلام پورسیدآقایی گفت: اگر میخواهید این آموزه رنگ مانایی به خود بگیرد، باید سعی کنید که آن را با هنر پیوند دهید. مقام معظم رهبری نیز در دیداری که با ایشان داشتیم ما را به همین مسئله، امر فرمودند.
وی یادآور شد: متأسفانه رویکرد بسیاری از فعالان این عرصه، رویکردی فردی و معنوی است. اما کاراترین نگاه به مهدویت، رویکرد اجتماعی و سیاسی است. سعی کنید از تفکر انحرافی ملاقات گراینه بپرهیزید. آن هم از ذکر ملاقاتهایی که در صحت و سقم آنها اطلاع کافی ندارید. باید نعمات پروردگار را با زبان مناسب بیان کنید. میتوانید روی مسائل مهمی چون حکم تاریخی میرزای شیرازی در لغو قرارداد استعماری و ننگین دولت ایران و انگلیس در خصوص توتون و تنباکو کار کنید و مطمئن باشید که این حادثه و نظایر آن که از جمله عنایات خاصه حضرت ولیعصر(عج) به ایران و جامعه تشیع بود.
حجةالاسلام پورسیدآقایی در بخش دیگری از سخنان خود خطاب به وبلاگنویسان عرصه مهدویت گفت: یکی از فضاهایی که باید در آن وارد شوید و جذابیت و فضای کار بسیار زیادی دارد، مسئله مدیریت فعلی امام زمان(عج) است.
وی افزود: ما کارخانه انرژی فوق هستهای داریم ولی با آن فقط یک یا دو مهتابی را روشن کردهایم. شما میتوانید بررسی کنید که الان امام زمان(عج) در حال چه کاری است و چگونه دارد ما و جهان تشیع را مدیریت میکند.
پورسید آقایی در ادامه گفت: اگر با بصیرت به اتفاقات کشور در طول تاریخ تشیع بنگرید، رد پای حضرت را در رفع فتنهها و آفات میبینید.
وی در توضیح این مسئله گفت: میرزای نایینی در عالم مکاشفه و در بحبوحه جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین، امام زمان(عج) را در حالی رؤیت کرده بود که دیواری در حال فرو ریختن را که همان ایران بود، با دست خود نگه داشته است. پس از آن به میرزا فرمودند که این کشور شیعه، خانه ماست و ممکن است که دیوارش خم شود و حتی به تار مو برسد ولی ما نمیگذاریم که فرو بریزد.
مسئول مؤسسه آینده روشن در ادامه اظهار داشت: شما میتوانید در بحث زمینهسازی برای فرج امام عصر(عج) کارهای پژوهشی انجام دهید. باید نگاه راهبردی به مسئله مهدویت داشته باشید. معیارهای نقد و انتخابها را با میزان حق بودن آنها بسنجید و مدل تعریف کنید.
وی در پایان به وبلاگنویسان مهدویت گفت: بدانید که تمام شما مشمول دعای امام زمان(عج) هستید؛ پس قدر خودتان را بدانید.
بــــه نــــــــام خدا
«صيحه» به صدا و ندا اطلاق مىشود و در اينجا منظور ندايى است كه شب بيست و سوم ماه رمضان كه همان شب قدر است از آسمان شنيده مىشود. هر جمعيتى آن را به زبان خويش مىشنود و از آن حيران و سرگردان مىگردد؛ از شنيدن اين ندا خوابيده بيدار مىشود؛ ايستاده مىنشيند؛ نشسته بر سر جاى خود ميخكوب مىشود.بــــه نــــــــام خدا
در اين جا چند نكته را به عنوان پيش درآمد بحث يادآور مى شوم:
نكته ى اول
نكته ى اول اين است كه از ديدگاه شيعه, مسئله ى امامت از مسائل كلامى است و تحت عنوان (وجوب على الله) مطرح مى شود; مانند مسئله ى نبوت از ديدگاه متكلمانى كه به حسن و قبح عقلى اعتقاد دارند. قائلان به حسن و قبح عقلى متكلمان اماميه, معتزله و (ماتريديه)اند. متكلمان (ماتريديه) از نظر فقهى, حنفى مذهب اند و از نظر كلامى, پيرو ابومنصور ماتريدى(2) مى باشند و به قاعده ىحسن و قبح عقلى اعتقاد دارند.(3) اشاعره چنين اعتقادى ندارند; به (وجوب على الله) معتقد نيستند; به استثناى بعضى از متفكرانشان مانند شيخ عبده. اماميه معتقداند كه امامت از صغريات حسن و قبح عقلى و وجوب على الله است. نزاع بين اماميه و معتزله و طرف داران حسن و قبح عقلى, نزاع كبروى نيست, نزاع صغروى است. آن ها قبول دارند كه نبوت از مصاديق آن قاعده است, اما امامت را از مصاديق آن نمى دانند.
ما فعلا از ديدگاه شيعه سخن مى گوييم. بنابراين نكته ى اول اين شد كه امامت از ديدگاه شيعه, مسئله اى كلامى و تحت عنوان (وجوب على الله) است و از مصاديق حسن و قبح عقلى مى باشد.
نكته ى دوم
نكته ى دوم اين كه همان گونه كه نبوت به دو گونه ى: نبوت عامه و نبوت خاصه تقسيم شده است. امامت نيز به امامت عامه و امامت خاصه تقسيم مى شود.
مقصود از امامت عامه بحث هاى كلان و كلى امامت است; اين كه امامت امرى است بايستنى و لازم, حسن امامت, چيستى و يا فلسفه ى امامت, غايات امامت و صفات و بايستگى هايى كه امام بايد داشته باشد و راه شناخت امام, اين ها مباحث مربوط به امامت عامه است. اما اين كه مصاديق و اشخاص و كسانى كه منصب امامت در آن ها تعين و تجلى پيدا مى كند چه كسانى اند, اين مى شود بحث امامت خاصه; همان گونه كه در نبوت نيز نبوت خاصه به اين مسئله, يعنى مصاديق و موارد مى پردازد.
همه ى مذاهب اسلامى در اصل وجوب امام و امامت اتفاق نظر دارند; جز يك قول شاذ و نادرى كه به برخى از خوارج و معتزله نسبت داده شده است; فرقه ى اباضيه (خوارج امروزى) به چنين مطلبى اعتقاد ندارند. كتاب هاى آن ها را من نگاه كرده ام و با علماى آن ها از نزديك تماس داشته ام, آن ها به وجوب امامت معتقدند. به قول سيد مرتضى در كتاب الذخيره هر چند نخستين فرقه خوارج يعنى محكمه به لحاظ تئورى اصل امامت و لزوم امامت را منكر شدند, اما در زندگى خود عملا بدون رهبر و امام زندگى نكرده اند. بنابراين هيچ يك از مذاهب منكر اصل وجوب امامت نيست.
اختلافى كه بين شيعه و ساير مذاهب اسلامى است, در صفات امام است. عصمت يكى از صفات مهم يا مهم ترين صفت در مسئله ى امامت است كه شيعه به آن عقيده دارد و ديگران آن را لازم نمى دانند.
نكته ى سوم
نكته ى سوم اين كه اگر ما بخواهيم از زاويه ى ابزار و راه شناخت, يك بحث معرفت شناختى به مسئله ى امامت بنگريم, بايد بگوييم امامت مسئله اى است عقلى و نقلى; يعنى هم مى توانيم از ابزار عقلى استفاده كنيم و هم ابزار نقلى.
اصولا مسائل اعتقادى سه دسته اند: يك دسته مسائل عقلى محض اند و از راه نقل نمى توان آن ها را اثبات كرد مانند وجود خداوند, علم خداوند, حكمت خداوند و مانند هر عقيده اى كه مبناى شريعت و وحى باشد. اين گونه عقايد را نمى توان از راه شرع اثبات كرد; زيرا به دور و مصادره ى به مطلوب مى انجامد. دسته اى از عقايد, نقلى محض اند و عقل در آن جا هيچ راهى ندارد; مانند مسائل جزئى مربوط به معاد. به قول ابن سينا در مسئله ى معاد جسمانى, يعنى جزئيات و مسائل مربوط به اين قسم معاد, دست عقل كوتاه است. چگونگى عذاب, نعمت هاى بهشتى, صراط, ميزان و مانند آن, مسائلى است كه از راه نقل به ما رسيده و عقل تنها مى تواند مبناى نقلى را اثبات كند كه همان وحى باشد.
دسته ى سوم, مسائل اعتقادى است كه هم از راه عقل و هم از راه نقل قابل اثبات است. توحيد و اصل يگانگى خداوند از اين گونه مسائل است. مسئله ى امامت از آن دسته مسائل اعتقادى است كه هم با عقل مى توان آن را بررسى كرد و هم از طريق نقل.
نكته ى چهارم
بحث ديگر اين است كه ما وقتى مى خواهيم با كسانى كه در مسئله ى امام عصر(عج) سخن دارند گفت وگو كنيم, بايد جايگاه مخاطب خود را از نظر ايدئولوژيكى و از نظر مكتبى و مذهبى بيابيم. با همه نمى توان يك سان سخن گفت.
در مسئله ى مهدويت و وجود مقدس امام عصر(عج) اگر بخواهيم با يك ماترياليست بحث كنيم, بايد به شيوه اى وارد بحث شويم كه با مبانى كلى عقلى از ره گذر اثبات دين, وجود خدا و نبوت, راه را براى بحث مربوط به امام عصر(عج) هموار كنيم; زيرا اين يكى از مسائل اعتقادى است كه متفرع بر اصل امامت و توحيد است.
با هر فرقه اى بايد مطابق عقايد و تفكراتشان سخن را آغاز كنيم. من الان با مسلم گرفتن اصل اعتقاد به خدا سخن مى گويم. اگر كسى اين اعتقاد را نمى پذيرد, حاضريم برگرديم و آن بحث را از نو شروع كنيم. من به عنوان يك مسلمان و با جهان بينى اسلامى سخن مى گويم و مى خواهم وجود امام عصر(عج) را از راه عقلى اثبات كنم.
ضرورت وجود امام
وجود امام و خليفه ى پيغمبر و امام مسلمين, مورد قبول همه ى مذاهب اسلامى اعم از شيعه و سنى و اشعرى و ماتريديه و ... است. اين مسئله به قدرى اهميت دارد كه وقتى به اهل سنت درباره ى ماجراى سقيفه اعتراض شود كه چرا عده اى از صحابه و از جمله خليفه ى اول و دوم هنوز بدن پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را غسل و كفن و دفن نكرده, به مسئله ى جانشينى پرداختند, مى گويند به دليل اهميت امامت و رهبرى. مسئله ى امت اسلامى, مهم تر از تجهيز و كفن و دفن پيامبر است.
پس مسئله ى ضرورت امامت, مسئله اى بسيار جدى است. اهل سنت در اين كه امامت امرى لازم و قطعى است, گاهى به دليل عقلى استدلال مى كنند و گاهى به دليل نقلى. حديث معروف نبوى:
(... من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه);(4)
مشهور بين فريقين است.
در كتاب هاى كلامى مثل شرح عقايد نسفيه, شرح مقاصد و جاهاى ديگر, بر ضرورت امامت به همين حديث استدلال و استناد كرده اند. اصل وجود امام ضرورى است و مقيد به قيد زمان هم نيست. اصل ضرورت وجود امام, اگر عقلى است تخصيصى ندارد. ملاك حكم عقلى عام است و اگر مستندش اين حديث و مانند آن باشد, عموم و اطلاق دارد; مقيد به زمان نيست; پس زمان ما را هم شامل مى شود.
صفات امام
اكنون سخن در اين است كه امامى كه بايد وجود داشته باشد, چه كسى است و چه صفاتى بايد داشته باشد.؟
امام بايد معصوم باشد. ادله ى عصمت, عقلى و نقلى است. در كتاب هاى كشف المراد, نهج الحق و ديگر كتاب هاى كلامى شيعه به طور مفصل به اين مسئله پرداخته اند. بنابراين, اصل ضرورت عصمت را به عنوان يكى از مبانى اعتقادى پذيرفته ايم. اگر كسى در اين مسئله سخنى دارد, بايد برگرديم به مباحث عمومى امامت و در باب عصمت بحث كنيم. يكى از ادله ى نقلى اش اين آيه ى شريفه است:
(و اذ ابتلى ابر هيم ربه بكلمـت فإتمهن قال انى جاعلك للناس اماما قال و من ذريتى قال لا ينال عهدى الظــلمين);(5)
(اى پيامبر به خاطر آور) هنگامى كه خداوند, ابراهيم(علیه السلام) را با وسايل گوناگونى آزمود; و او به خوبى از عهده ى اين آزمايش ها بر آمد. خداوند به او فرمود: (من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم.) ابراهيم عرض كرد: (از دودمان من (نيز امامانى قرار بده.))
خداوند فرمود: (پيمان من, به ستم كاران نمى رسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند, شايسته ى اين مقامند)).
بررسى مذاهب موجود
با توجه به اين مقدمات, بايد مذاهب موجود در جهان اسلام را بر مبناى قانون سبر و تقسيم بررسى كنيم و ديدگاه هاى آن ها را درباره ى امام و خليفه ى پيامبر مطالعه كنيم.
الف: فرقه هاى اهل سنت
جمعى از مسلمانان قائل به امامت اند; اما قائل به امامت معصوم نيستند. اصل لزوم عصمت اين نظريه را باطل مى كند; البته جاى اين سخن هست كه برگرديم و درباره ى ادله ى عصمت بحث كنيم; ولى بحث مربوط به امام غايب و امام عصر, از مباحث امامت خاصه است. همان گونه كه گفتيم مباحث امامت عامه بر مباحث امامت خاصه تقدم دارد. اگر در باب نبوت پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) يا حضرت موسى يا حضرت عيسى(عليهماالسلام) كه نبوت خاصه است سخن بگوييم, اصل ضرورت نبوت را قبلا پذيرفته ايم. اگر كسى نپذيرفت, بايد يك قدم به عقب برگرديم و نبوت عامه را بحث بكنيم. پس همه ى مذاهب اهل سنت كه به امامت غير معصوم قائل اند, بر اساس اصل عصمت امامت, آن اشخاص نمى توانند مصداق آن امامى باشند كه بايد ويژگى عصمت داشته باشد.
ب: فرقه هاى تشيع
در درون مذهب شيعه و در خانواده ى تشيع مذاهبى به وجود آمده است; كيسانيه, زيديه, ناووسيه, واقفيه, اسماعيليه و اثنا عشريه. البته من فقط مذاهب عمده را برشمردم. برخى از صاحبان ملل و نحل فرقه هاى بسيارى براى شيعه ذكر كرده اند ولى اين اقوال مبناى استوارى ندارد. مرحوم علامه ى طباطبايى در كتاب شيعه در اسلام مى فرمايد: اگر خواسته باشيم مذاهب يك آيين را بررسى كنيم, بايد محور را ببينيم. امامت محور تشيع است. مذاهب و فرق شيعى اگر در محور امامت اختلافى دارند, ملاك مذهب خاص و فرقه ى خاص مى شود.
كيسانيه كسانى اند كه به امامت محمد حنفيه قائل شدند و امامت امام زين العابدين(علیه السلام) بعد از شهادت امام حسين(علیه السلام) را نپذيرفتند و معتقدند كه محمد حنفيه زنده است و اين همان امام موعود است كه زمانى قيام خواهد كرد. از نظر ما, عقيده ى كيسانيه باطل است; چرا كه اولا, محمد حنفيه معصوم نيست; بنابراين شرط عصمت را كه براى امامت لازم است, ندارد و تخصصا از امامت خارج مى شود. ثانيا محمد حنفيه ادعاى امامت نكرده است. فرقه ى كيسانيه خود را منسوب به محمد حنفيه مى كنند; گرچه داستانى به نام احتجاج نقل شده كه محمد حنفيه و امام زين العابدين(علیه السلام) در كنار حجرالاسود احتجاج كردند و حجرالاسود بر امامت زين العابدين(علیه السلام) شهادت داد; ولى به نظر مى رسد اين صحنه, تدبيرى بود براى نشان دادن بطلان عقيده ى كسانى كه گمان مى كردند محمد حنفيه امام است. خود محمد حنفيه چنين ادعايى نداشت. شخصيتى است كه امام حسين(علیه السلام) او را معتمد خود در مدينه قرار مى دهد و به سفر مكه مى رود. وانگهى نصوصى كه خلفاى دوازده گانه را مشخص كرده است, باطل كننده ى اين عقيده خواهد بود. بنابراين, كيسانيه از جرگه ى شيعه اماميه خارج شدند.
زيديه نيز گروهى اند كه زيد فرزند امام زين العابدين(علیه السلام) را امام مى دانند.
عقيده ى آن ها اجمالا اين است كه امام بايد زاهد باشد, هاشمى و فاطمى باشد, شجاع, عالم و مشهر بالسيف باشد; يعنى اهل تقيه نباشد. بر اين اساس امام زين العابدين(علیه السلام) را امام علم و زهد مى دانند; نه امام جهاد.
گفتنى است كه اينان, امامت را به جناب زيد نسبت داده اند. زيدى كه امام صادق(علیه السلام) براى او دعا مى كند و در شهادت او گريه مى كند, چنين شخصيتى امكان ندارد ادعاى امامت كرده باشد. در اين صورت, مورد عنايت امام صادق و امام باقر(عليهماالسلام) قرار نمى گرفت. با توجه به اين دو دليل, مذهب زيديه نيز باطل است.
ناووسيه نيز كسانى بودند كه امام جعفر صادق(علیه السلام) را آخرين امام مى دانستند و معتقد بودند كه ايشان از دنيا نرفته و زنده است و زمانى بازخواهد گشت و در واقع, مهدى موعود اوست. اينان شخصى را امام مى دانند كه معصوم است. از اين نظر موقعيت شان با زيديه و كيسانيه متفاوت است. اما ادله و شواهد روشن مربوط به شهادت و وفات امام جعفر صادق(علیه السلام) به عنوان يك واقعيت مسلم تاريخى و هم چنين احاديثى كه درباره ى امامان دوازده گانه است, اين عقيده را باطل مى كند.
واقفيه نيز كسانى اند كه امام موسى كاظم(علیه السلام) را آخرين امام مى دانستند. اينان نيز همانند ناووسيه اند.
اسماعيليه كسانى اند كه اسماعيل فرزند بزرگ امام صادق(علیه السلام) را امام مى دانند. مسئله بر اين ها مشتبه شده; چون اسماعيل بر خلاف چيزهايى كه بعضى وقت ها گفته مى شود و نسبت هايى كه به ايشان داده شده, شخصيت پرهيزگار و شايسته اى بوده است. احترام امام جعفر صادق(علیه السلام) به ايشان و بزرگى سن ايشان باعث اين شبهه شد و عده اى گمان كردند كه اسماعيل جانشين امام صادق(علیه السلام) است; ولى اسماعيل در زمان خود امام صادق(علیه السلام) از دنيا رفت و بعد هم امام صادق(علیه السلام) براى اين كه شبهه زدايى كند, چند بار تابوت و جنازه را زمين گذاشت و روى جنازه را كنار زد و به مردم نشان داد كه او از دنيا رفته است.
البته عده اى هم مرگ اسماعيل را قبول كردند و گفتند امامت به فرزندش محمد بن اسماعيل منتقل شده است. بهره, مستعليه, دروزيه, فرقه هاى باقى مانده از اسماعيليه در عصر ما هستند. نه اسماعيل, نه محمد بن اسماعيل و نه افراد ديگر, معصوم نبودند و بنا به دلايل پيش گفته, از فرقه هاى باطل اند; وانگهى مرگ اسماعيل يك واقعيت تاريخى است.
نتيجه ى بررسى
بنابراين با استفاده از قاعده ى سبر و تقسيم, فقط شيعه ى دوازده امامى باقى مى ماند كه عقيده دارد در عصر ما امام لازم است; آن هم امام معصوم كه مصداق آن حضرت حجت بن الحسن العسكرى(عليهماالسلام) است.
مسلمانان اجماع دارند بر اين كه حقيقت و حق از امت اسلامى خارج نيست; نه در مسيحيت است و نه در يهوديت و نه در فرقه ها و آيين هاى ديگر. و اين حقيقت, نمى تواند در مذاهب ديگرى غير از شيعه باشد; چرا كه اين مذاهب با توجه به مواردى كه ياد شد, در مسئله ى امامت راه صواب را نپيموده اند.
غير از شيعيان دوازده امامى, عقايد ديگر مذاهب اسلامى با ضوابط و معيارهايى كه در امامت عامه گفتيم مطابقت ندارد. باز هم تإكيد مى كنم كه بحث ما در امامت خاصه است و امامت خاصه متفرع بر امامت عامه است. ما در امامت خاصه سخن مى گوييم; امامت عامه مفروغ عنه است و در اين مسئله, اصل موضوع ما حساب مى شود. با توجه به مباحث امامت عامه كه گفتيم و با توجه به اين قاعده كه حق, از امت اسلامى خارج نيست, نتيجه مى گيريم كه حق منحصر در شيعه ى دوازده امامى است.
برهان سبر و تقسيم مى گويد در مذهب تشيع اين امامت با اين ويژگى هاى خاص وجود دارد. در مذهب تشيع ادله و شواهدى وجود دارد بر اين كه مصداق امام را معين مى كند. اخبار تولد و ولادت حضرت(عج), مشاهده شدن آن حضرت در زمان پدر, مشاهده و ملاقات آن حضرت توسط افراد بسيارى بعد از شهادت امام حسن عسكرى(علیه السلام) در عصر غيبت صغرا, و ملاقات ها و مشاهداتى كه در عصر غيبت كبرا صورت گرفته, مجموعه ى شواهدى هستند كه مصداق معين را نشان مى دهند كه وجود مقدس حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ خواهد بود.
سخن پايانى
پايان بخش سخنم جمله اى از اميرمومنان است كه فرمودند:
اللهم بلى! لا تخلو الارض من قائم لله بحجه اما ظاهرا مشهورا و اما خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج الله و بيناته ... ;(6)
خدايا آرى! زمين از برپا كننده اى كه جانشينى خدا را به دست گرفته است, خالى نمى ماند كه اين حجت يا نمايان و آشكار است و يا ترسيده و پنهان. مبادا كه حجج و گواهى هاى خدا تعطيل شوند... .
تا خدا خدايى مى كند, تا اين زمين برپاست و بشر در آن زندگى مى كند, حجت خدا بايد باشد. اين حجت يا ظاهر و شناخته شده است يا خائف و مغمور. براى اين كه حجت هاى الهى و بينات احكام الهى باطل نشود.
اين, اصلى است كه مقتضاى الوهيت الله است. منظور امام على(علیه السلام) اين است كه ظلم باعث مى شود حجت خدا پنهان شود. ابن ابى الحديد درباره ى اين عبارت مى گويد:
... هذا يكاد يكون تصريحا بمذهب الاماميه ... الا ان اصحابنا يحملونه على ان المراد به الابدال ... الذين وردت الاخبار النبويه عنهم انهم فى الارض سائحون ... ;(7)
... اين جمله اى كه اميرالمومنين(علیه السلام) فرموده است تصريح به مذهب اماميه دارد ... اما اصحاب معتزلى ما اين جمله ى امام را حمل مى كنند بر ابدال ...(8) اخبار نبويه داريم كه اين ها در زمين در حال گشت و گذارند و وجود دارند...
.... فمنهم من يعرف و منهم من لا يعرف و انهم لا يموتون حتى يودعوا السر و هو العرفان عند قوم آخرين ... ;(9)
... برخى شناخته مى شوند و برخى ديگر شناخته نمى شوند, و آنان از دنيا نمى روند مگر اين كه راز را كه همان شناخت است, پيش مردمى ديگر مى سپارند ... .
ما هم قبول داريم اين را كه كسى هست و بايد باشد, ولى مقام او مقام قيادت و امامت و خلافت به آن معناى مصطلح كلامى نيست; بلكه مقام ابدال است.
اين سخن ابن ابى الحديد يك اشكال دارد و آن اين است كه همان گونه كه امام على(علیه السلام) فرمود: برخى از قرآن برخى ديگر را بيان مى كند:
... ينطق بعضه ببعض و يشهد بعضه على بعض ... ;(10)
... (قرآن) بخشى از بخش ديگر سخن مى گويد و به هم ديگر گواهى مى دهد ... .
نهج البلاغه نيز همين گونه است. بايد ببينيم مراد حضرت از اين حجت چيست؟ رجوع مى كنيم به خطبه ى اول نهج البلاغه امام(علیه السلام) در اين جا فرموده است:
... و لم يخل الله سبحانه خلقه من نبى مرسل او كتاب منزل او حجه لازمه او محجه قائمه ... ;(11)
... خداى سبحان, خلق خود را از پيامبرى فرستاده يا كتابى فرود آمده يا حجتى لازم شده و يا راه راست بر پا شده, خالى نگذاشته است ... .
بحث, مربوط به نبوت است. اين حجتى كه امام مطرح مى كند, در حد و رديف نبوت است. نه آن چه به عنوان قلب و مرشد از آن ياد مى شود.
حال سوال اين مى شود كه اگر فلسفه ى وجود امام اين است كه حجت ها و بينات باطل نشود كه مشعل هدايت براى جامعه باشد, پس فلسفه ى غيبت امام چيست؟
بايد بگوييم اين سوال بعد از اثبات وجود امام معصوم مطرح مى شود, بحث كنونى ما درباره ى اثبات وجود امام معصوم است. حال كه ضرورت وجود امام معصوم ثابت شد, مسئله ى فلسفه ى غيبت امام مطرح مى شود. كه بايد در نوبت و مناسبتى ديگر به آن بپردازيم.
والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته
رسيدگى به كار مردم
ارخص نفسك و اجعل مجلسك فى الدهليز واقض حوائج الناس;
خودت را (براى خدمت) در اختيار مردم بگذار ومحل نشستن خويش را در ورودى خانه قرار بده , و حوايج مردم را برآور.
از سخنان امام زمان (عج)كتاب فرمايشات حضرت بقيت الله, ص 170.
پی نوشتها:
1. استاد حوزه, نويسنده و محقق.
2. متوفاى سال 333 ه' . ق.
3. ر.ك: على ربانى گلپايگانى, القواعد الكلاميه.
4. شيخ حر عاملى, وسائل الشيعه, ج 16, ص ;246 شيخ طوسى, كمال الدين, ج 2, ص 409.
... كسى كه از دنيا برود در حالى كه امام زمان خود را نشناخته است, هم چون اهل جاهليت از دنيا رفته است.
5. سوره ى بقره(2), آيه ى 124.
6. نهج البلاغه, كلمات قصار, شماره 147, فراز 11.
7. ابن ابى الحديد, شرح نهج البلاغه, ج 18, ص 350.
8. ابدال يعنى همان قطب ها يعنى پيش آهنگان, پيشوايان معرفت كه براى اهل تصوف و معرفت مطرح هستند.
9. پيشين, ص 350 ـ 346.
10. نهج البلاغه, ص 193.
11. نهج البلاغه, ص 43, خطبه ى اول; شرح نهج البلاغه, ج 18, ص 346.
منبع: سایت مطالعات شیعه
بــــه نــــــــام خدا
قفل كل متربّص فتربّصوا بگو همه منتظرند پس منتظر باشيد.
ظهور حضرت حجت چنان واقعه عظيمي است كه نشانه عظمتي بس سترگ را مي طلبد .از طرفي اين نشان بايد راه را بر ادعاهاي دروغين مدعيان بربندد.
واقعه « صيحه آسماني»، «فرياد آسماني»، « دست اشارتي از آسمان» و... همگي مصداقهاي اين امر عظيمند. سيطرة تكنولوژيكي انسان عصر فضا نيز بيشك نشانه اي عظيم را مي طلبد تا مرهم دردهاي رنج ديدگان زمين باشد! و چنين امري در ظهور نوادة پاك رسول اكرم مهدي موعود رخ مي نمايد.به طوري كه شياطين زميني و آسماني به دست و پا افتاده و در صدد تخطيه نداي آسماني برمي آيند.ولي « حقيقت ماندني و باطل رفتني است».
اين مقاله مختصر كنكاشي در اين بزرگترين نشانة ظهور پاك مهدي (عج) است كه از سايت اينترنتي شبكه امام مهدي ارواحنا فداه برگرفته شده است. نگارنده كنكاشي را نيز در آينده نزديك تقديم خواهد كرد قفل كل متربّص فتربّصوا بگو همه منتظرند پس منتظر باشيد.
حضرت امام رضا عليه السلام: « هفوَ الَّذى يفنادى مفناد مفنَ السَّماءف بفافسْمفه، يَسْمَعفهف جَميعف اَهْلف الاَْرْضف بفالدفعاءف افلَيْهف.»(1) « او كسى است كه منادى از آسمان نام او را فرياد مى كند، و به سوى او مى خواند كه همه اهل زمين مى شنوند.»
چون راه طولانى غيبت به انتها برسد و روزگار نشستن پايان پذيرد و پرده هاى حجاب، دامن از چشم خلق برچيند و هنگام ظهور و تجلى نور فرا رسد، از فراز گنبد گردون و از ميان آسمان نيلگون صداى دلرباى امين وحى و سيّد اهل آسمان ها حضرت جبرئيل عليه السلام در مشرق و مغرب عالم طنين انداز شود و عالميان را بر سر سفره بيعت الهى صلا زند.(2) و نام بلند آن حجت الهى و خليفه حضرت رسالت پناهى را با نام نامى پدر مطهرشان بر عالميان گوشزد نمايد، انشاء الله.(3) و اين است دعوت او: اى منتظران بپا خيزيد كه آن ذخيره الهى قيام كرده، به سوى او آييد كه اينك وقت قيام است و پايان انتظار. اى دلسوختگان! زمان خونخواهى حسين عليه السلام فرا رسيده.(4) و اى اهل ايمان وعده الهى تحقق يافته.(5) و هر قومى به زبان خويش ندا را متوجه شود، تا حجت بر همه تمام گردد و هيچ كس را عذر و بهانه اى نباشد. زيرا اوست كه تمام اديان را محو و نابود مى كند، و دين خدا را بر همه عالم غالب مى كند.(6) و اين ندا را رمزى ديگر نيز مى باشد، كه علامت حتمى ظهور باشد،
امام صادق عليه السلام فرمودند: «علامت را بشناس»(7) تا به گمراهى نيفتى و در ضلالت قدم ننهى، دزدان راه و مدعيان دروغين نتوانند تو را به سوى خويش دعوت كنند، و اين نشانى روشن براى حقيقت است. و اين ندا; نداى فجرصادق است كه در صبح صادق دميده خواهد شد، و در آخر روز، شيطان آخرين تلاش خويش را براى گمراهى خلق مى نمايد، و مردم را به كفر و شرك مى خواند.(8) (افنَّ الشَّيْطانَ لفلاْفنْسانف عَدفوٌّ مفبينٌ)(9)
بــــه نــــــــام خدا
علائم ظهور به دو دسته كلي تقسيم ميشوند: علائم حتمي و علائم غير حتمي.
فضيل بن يسار از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرمودند:
«نشانههاي ظهور دو دسته است: يكي نشانههاي غيرحتمي و ديگر نشانههاي حتمي؛ خروج سفياني از نشانههاي حتمي است كه راهي جز آن نيست.» (غيبت نعماني، با ترجمه غفاري، باب18، ص429)
منظور از علائم حتمي آن است كه تقدير قطعي خدا به وقوع آن تعلق گرفته، و مشروط به هيچ قيد و شرطي نيست؛ و مقصود از علائم غير حتمي آن است كه وقوع آن ممکن است مشمول بداء گردد، چرا که في الجمله مشروط به شروطي است كه اگر آن شروط تحقق يابد آن علائم واقع مي شوند، و اگر آن شروط مفقود باشد، آن علائم نيز تحقق نمييابند. علائمي در مورد حتمي بودن آنها نصي نداشته باشيم، تنها احتمال وقوع آن مي رود، و قطعي نيستند. علائم غير حتمي بسيارند. ما در اينجا روايت مفصلي از امام امام صادق(ع) را براي شما مي آوريم که تعداد بسياري از آن را برشمرده است....
اين روايت مشهوري است، ولي براي آن که حق زحمات مؤلفين ادا شده باشد، مي گوييم که اين روايت را با تغييرات عبارتي اندکي از کتاب "يکصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان(عج)" نوشته عليرضا رجالي تهراني نقل مي کنيم. قبلا لازم است تذکر دهيم که گرچه هر يک از اين علائم حتمي الوقوع نيست، ولي به طور کلي احوال آخرالزمان را به ما معرفي مي کند.با مطالعه آن شباهتهاي زياد آن را با شرائط زمان خودمان مي يابيم.
در اين روايت، امام صادق(ع) به يكي از ياران خود فرمودند:
هر گاه ديدي كه حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند؛ و ظلم و ستم فراگير شده است؛ و قرآن فرسوده و بدعتهايي از روي هوا و هوس در مفاهيم آن بوجود آمده است؛ و ديدي دين خدا، عملاً، توخالي شده، همانند ظرفي كه آن را واژگون سازند!
و همچنين هر گاه ديدي كه اهل باطن بر اهل حق پيشي گرفتهاند؛ و كارهاي بد آشكار شده و از آن نهي نميشود، و بد كاران باز خواست نميشوند؛ و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا ميكنند.
و هنگامي که ديدي افراد باايمان سكوت كرده، و سخنشان را نميپذيرند؛ و ديدي كه شخص بدكار دروغ گويد، و كسي دروغ و نسبت نارواي او را رد نميكند؛ و ديدي كه بچهها به بزرگان احترام نميگذارند؛ و قطع رحم مي شود.
و وقتي ديدي كه بد كار را ستايش كنند و او شاد شود، و سخن بدش به او برنگردد؛ و ديدي كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان كنند [يعني به مانند آنان خود را زينت مي کنند]؛ و زنان با زنان ازدواج كنند.
و هنگامي که ديدي انسانها اموال خود را در غيراطاعت خدا مصرف ميكنند و كسي مانع آنها نميشود؛ و ديدي كه افراد با ديدن كار و تلاش مؤمنانه [از آن تعجب مي کنند] و به خدا پناه ميبرند.
و ديدي كه مداحي دروغين از اشخاص زياد شود؛ و همسايه همسايه خود را اذيت ميكند و از آن جلو گيري نشود؛ و ديدي كه : كافران از صعوبت زندگي مؤمن، شاد مي شوند؛ و ديدي مردم شراب را آشكار مي آشامند، و براي نوشيدن آن كنار هم مينشينند و از خداوند متعال نميترسند؛ و كسي كه امر به معروف ميكند خوار و ذليل است.
و همچنين هنگامي که ديدي آدم بدكار در چيزي مورد ستايش ست که خداوند آن را دوست ندارد؛ و ديدي كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند؛ و راه نيك بسته و راه بد باز است؛ و ديدي كه انسان ها به زبان ميگويند، ولي عمل نميكنند.
و وقتي ديدي خانه كعبه تعطيل شده، و به تعطيلي آن دستور داده ميشود؛ و مؤمن، خوار و ذليل شمرده شود؛ بدعت و زنا آشكار شود؛ و مردم به شهادت و گواهي ناحق اعتماد كنند.
و ديدي كه حلال حرام، و حرام حلال مي شود؛ و دين بر اساس ميل اشخاص معني مي شود، و كتاب خدا و احكام آن تعطيل مي گردد؛ و جرأت بر گناه آشكار شود، و ديگر كسي براي انجام آن منتظر تاريكي شب نگردد.
و آنگاه که ديدي مؤمن نتواند نهي از منكر كند مگر در قلبش؛ و ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد؛ و سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند؛ و واليان در قضاوت رشوه بگيرند؛ و پستهاي مهم واليان بر اساس مزايده است، نه بر اساس شايستگي.
و آن زمان که ديدي مردم را به تهمت و يا سوء ظن بكشند؛ و ديدي كه مرد به خاطر همبستري با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد. و هنگامي که زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهايي كه مورد خشنودي شوهر نيست انجام ميدهد و به شوهرش خرجي ميدهد.
و همچنين آنگاه که ديدي سوگند هاي دروغ به خدا بسيار گردد؛ و آشكارا قماربازي شود؛ و مشروبات الكلي به طور آشكار بدون مانع خريد و فروش ميشود. و وقتي ديدي كه مردم محترم توسط حاکمان قلدر خوار شوند؛ و نزديك ترين مردم به فرمانداران آناني هستند كه به ناسزاگويي به ما، خانواده عصمت(ع)، ستايش شوند؛ و هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده، و گواهي اش را قبول نميكنند.
و آنگاه که ديدي مردم در گفتن سخن باطل و دروغ با هم رقابت مي كنند؛ و شنيدن سخن حق بر مردم سنگين، ولي شنيدن باطل برايشان آسان است؛ و ديدي كه همسايه از ترس زبان همسايه به او احترام ميكند.
و وقتي ديدي حدود الهي تعطيل شود، و طبق هوي و هوس عمل گردد؛ و ديدي كه مسجدها طلا كاري (زينت داده) شود؛ و ديدي كه راستگوترين مردم نزد آنها مفتري و دروغگو است.
هنگامي که ديدي بدكاري آشكار شده، و براي سخن چيني كوشش ميشود؛ و ستم و تجاوز شايع شده است؛ و غيبت، سخن خوش آنها شود و بعضي بعض ديگر را به آن بشارت دهند.
وقتي ديدي حج و جهاد براي خدا نيست؛ و سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند؛ و خرابي بيشتر از آبادي است؛ و معاش انسان از كم فروشي به دست ميآيد؛ و خون ريزي آسان گردد؛ و مرد به خاطر دنيايش رياست ميكند.
و هنگامي که ديدي مردم نماز را سبك شمارند؛ و انسان ثروت زيادي جمع كرده، ولي از آغاز آن تا آخر، زكاتش را نداده است؛ و قبر مردهها را بشكافند و آنها را اذيت كنند؛ و هرج و مرج بسيار شود؛ و مرد روز خود را با مستي به شب ميرساند، و شب خود را نيز به همين منوال صبح مي کند، و هيچ اهميتي به آيين مردم ندهد. آنگاه كه با حيوانات آميزش شود؛ و مرد به مسجد (محل نماز) ميرود و وقتي برميگردد لباس در بدن ندارد؛ [ يعني لباسش را دزديده اند].
بــــه نــــــــام خدا
به پايگاه منجي در اديان و اسلام خوش آمديد
نحوه تأسیس حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)
نرم افزار دانستنیهای مهدوی نسخه 1
نتایج مسابقه وبلاگ نویسی 1430 اعلام شد
تا کی نمی آیی، نمی آیی، نمی آیی
سلام بر اربعین!
مهم ترین دلیل بزرگداشت اربعین
نکاتی پیرامون ماه صفر المظفر
قاتل واقعی امام حسین علیه السلام
عزاداري عارفانه امام حسين (ع) ارزشمند است
شمر امروز را بشناسيد
مجموعه کتاب هاي الکترونيکي مذهبي ويژه محرم
شهادت مجمد بن عبدالله جعفر بن ابیطالب
سخنرانى امام حسين عليه السّلام در مكّه
آسيب شناسي عزاداري
شعارهاى امام حسين(عليهالسلام)